Showing ۳ Result(s)

مقدار اندکی از مطالعات نوروانستیتیک دربارهٔ نثر داستانی وجود دارد. این در تقابل با تعداد زیاد مطالعات چشمگیر اخیر دربارهٔ نوروانستیتیک حوزه‌های هم‌خانواده مانند نقاشی، موسیقی و رقص است. چرا ممکن است چنین باشد، چه عللی دارد و از همه مهم‌تر چگونه می‌توان این مسئله را به بهترین شکل حل کرد؟ در این مقاله، نکات آسیب‌شناختی، پارامترها و فرصت‌های نوروانستیتیک نثر داستانی بررسی خواهند شد. خود مقاله بخشی نقدی-مروری و بخشی پیشنهادی روش‌شناختی و بخشی نظریه‌نگارانه است. هدف آن ساده است: برانگیختن، تحرک و انرژی بخشیدن به تفکر در این رشته تا بدانجا که نثر داستانی به طور کامل در کَنون نوروانستیتیک گنجانده شود و به پژوهش‌های تصویربرداری مغزی دربارهٔ پردازش گفتمان ادبی به‌صورت همکاری بین انسان‌شناسان و دانشمندان، که انسان‌شناسان و دانشمندان را با هم به کار می‌برد، متوجه گردد.

مخاطب ادبیات- کناب خواندن- ارتباط با متن

رابطه مخاطب با ادبیات نوشتاری: پیوندی فراتر از کلمات ادبیات نوشتاری، از دیرباز تاکنون، آینه‌ای تمام‌نما از تجربه‌های انسانی بوده است. اما قدرت واقعی آن نه در متن‌هایی که بر صفحه نقش می‌بندد، بلکه در ارتباطی است که با مخاطب برقرار می‌کند. این رابطه، پویا و چندبعدی است؛ گاه شبیه گفتگویی صمیمی میان نویسنده و …

سوژه شناسا

سوژه شناسا موضوع “سوژه شناسا” (شناسایی سوژه) در ادبیات به بررسی هویت، خودآگاهی و رابطه فرد با دنیای اطرافش می‌پردازد. این مفهوم در مطالعات ادبی به‌ویژه در زمینه‌های روانشناسی، فلسفه و نظریه‌های ادبی اهمیت دارد. در ادامه به برخی از ابعاد مهم این موضوع می‌پردازیم:  تعریف سوژه شناسا: “سوژه” به معنای فردی که هویت و …