Showing ۱ Result(s)

مقدار اندکی از مطالعات نوروانستیتیک دربارهٔ نثر داستانی وجود دارد. این در تقابل با تعداد زیاد مطالعات چشمگیر اخیر دربارهٔ نوروانستیتیک حوزه‌های هم‌خانواده مانند نقاشی، موسیقی و رقص است. چرا ممکن است چنین باشد، چه عللی دارد و از همه مهم‌تر چگونه می‌توان این مسئله را به بهترین شکل حل کرد؟ در این مقاله، نکات آسیب‌شناختی، پارامترها و فرصت‌های نوروانستیتیک نثر داستانی بررسی خواهند شد. خود مقاله بخشی نقدی-مروری و بخشی پیشنهادی روش‌شناختی و بخشی نظریه‌نگارانه است. هدف آن ساده است: برانگیختن، تحرک و انرژی بخشیدن به تفکر در این رشته تا بدانجا که نثر داستانی به طور کامل در کَنون نوروانستیتیک گنجانده شود و به پژوهش‌های تصویربرداری مغزی دربارهٔ پردازش گفتمان ادبی به‌صورت همکاری بین انسان‌شناسان و دانشمندان، که انسان‌شناسان و دانشمندان را با هم به کار می‌برد، متوجه گردد.