ادبیات معاصر ایران با اشکال تاریخی خود در چندین جنبه قابل مقایسه است:
- موضوعات و مضامین: ادبیات معاصر معمولاً به موضوعات اجتماعی، سیاسی و فردی میپردازد که مرتبط با تغییرات سریع جامعه ایران است. در حالی که ادبیات تاریخی بیشتر بر اسطورهها، تاریخ و فرهنگ گذشته تمرکز دارد.
- سبک و فرم: نویسندگان معاصر اغلب از اشکال و سبکهای نوین استفاده میکنند، مانند داستانهای کوتاه، رمانهای تجربی و نوشتههای بیگونه. در مقابل، ادبیات تاریخی معمولاً از نثر کلاسیک و ساختارهای متعارف پیروی میکند.
- تأثیرات جهانی: ادبیات معاصر به شدت تحت تأثیر جریانهای جهانی و ادبیات معاصر جهان قرار دارد و از این رو به روزتر و بینالمللیتر است. ادبیات تاریخی بیشتر تحت تأثیر شرایط فرهنگی و اجتماعی داخلی قرار داشته است.
- چالشهای هویتی: آثار معاصر در مواجهه با بحرانهای هویتی و فرهنگی نوشته میشوند، در حالی که ادبیات تاریخی ممکن است بیشتر به ساختن هویتها و اسطورههای گذشته بپردازد.
- تکنیکهای روایی: در ادبیات معاصر، تکنیکهای نوین روایی به کار میروند، مانند چندصدایی و روایت غیرخطی، که در ادبیات تاریخی کمتر رایج است.
به طور کلی، ادبیات معاصر ایران نمایانگر تحولات اجتماعی و فرهنگی جدید و همچنین جستجوی هویت در دنیای مدرن است، در حالی که اشکال تاریخی بیشتر به شناساندن و حفظ میراث فرهنگی و ادبی گذشته پرداختهاند.
